/profile/6674191146/contact تنهای تنها - avijah ......... آویژه
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
آویژه یعنی: خاص و خالص - پاک و پاکیزه
پنج‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 01:19 ب.ظ

یک شب در شهری غریب

می دانم امشب دلت از هر آرزو خالی است. سازت شکسته و قلمت حرفهای دلت را نمی نگارد.

حس می کنی امشب هم همچون همیشه جایی در دفتر زندگی برای خوشی ها برایت نمانده.

امشب غیبت مهربانی و صداقت, نور را از پهنه وجودت برده استو راهی را در این سیاهی شب غمنمی یابی.

امشب قایقت در هم شکسته و در این دریای بیکران و پرتلاطم امیدی برای زندگی نمی بینی.

امشب دلت طوفانی است ونمی دانیاین قایق شکسته عقل چگونه ترا از این موجهای سهمگین نجات خواهد داد؟

و من هم امشب تنهای تنهایم.

امشب در این شهر مسافری آواره و غریب شده ام و جایی برای ماندن و بودن نمی یابم.

به گمان تو از تنهایی عذابی بالاتر می توان یافت؟ اما همین تنهایی گاهی شراب زندگی است.

راستی ما را چه شده است؟ که هر یک از ما درمیان جمعیت غریبه شده است. تنها ، بی یار در میان آنانی که همچون ما بنی آدمند. همین بنی آدمی که اعضای یکدیگرند.

اما من دوست داشتم تنها بودم, همیشه از ازل تا ابد, اما نه در میان شما, نه دراین خیابانهای پر از ادحام, نه در میان این سلاطین دروغ و نیرنگ, نه در این شهری که پرورشگاه دزدان و هرزه ها شده است.

دوست داشتم تنها بودم در کنار چشمه ای, در سایه سار درختی, دربلندای قله ای که دستانم آسمان را لمس می کرد. در سرزمین رویائی و افسانه ای که نه آدم آنجا قدم نهاده بود و نه چشمش به آن افتاده بود. سرزمین بکری که آدم نداشت فقط سبزه بود, آب بود و درخت و آسمان صاف و سکوت و مهربانی. نه از جنس شما آدمیان, ازجنس لطافت , زلالیت و...

شرمتان باد ای دروغگویان...

 

 

 

دوست عزیزم بگذار اندکی از آدمها بگویم:

در روزگار ما تو انتظار داری  که آدمهایش هم همرنگ روزگار باشند شتابزده و بی حوصله، و راستی اینگونه است، آنها پشت چهره ها و نقاب های دروغین پنهان می شوند. چهره ای که تو از آنها   می بینی اتوکشیده با برچسب های معلم، دکتر، مهندس، مدیر ، رئیس و عناوینی از این اینگونه است. اما گاهی که  در لباس چنین القاب محترمی دزد، آدمکش و هرزه و .... می بینی. آقازاده ای که به سخیف ترین روشها دزدی می کند، زن محترمه ای که مو به موی ظاهر شریعت را رعایت می کند و اتفاقاً زوجه فرد معروف و متشخصی است، اما چه بسا تنش را به هزاران وا داده باشد.

و آدمهایی که به برکت زبان چاپلوسانه شان بر گرده ی دین سوار می شوند و با فریب خلق ، منصب و مقام گرفته اند و در خلوت شان روی همه هرزه های بیابانی و خیابانی را سفید می کنند و با این همه به نصیحت و موعظه دیگران مشغول اند.

در چنین میدانی برو کلاه خویش گیر و گوشه ای بنشین که یارای صلاح و بهبودی نداری و در جمع ایشان اگر نشینی در گناه شان شریکی. می بینی که از آنان که انتظار پاکی داری ناپاکی می بینی و     می بینی:

که دروغ فرمان می راند و راستی مرده است.

ازآنهایی نباش که همیشه می گویند و انگار که هیچ نگفته اند. چون یاوه گو و کم مایه اند. از آنهایی باش که هیچ نمی گویند اما با سکوت شان همه چیز را می گویند.

آنکه دانست، زبان بست

وان که می گفت، ندانست

----------------------------

 

 

 

 

گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته بس نکته ها اینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغهای گل
دشتهای بی در پیکر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی خاک عطر باران خورده در کهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
عشق ورزیدن
در غم انسان نشستن
پا به پای مردم پای کوبیدن
....
آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پاپرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست
ورنه خاموش هست و خاموشی گناه ماست.
------------------------------------------------------------------------------------------------
از سیاوش کسرایی

 

 

 

نمی دانی ،چه می دانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است
چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

موفقیت سفری است که با دیگران لذت بخش تر می شود.

با داشتن اراده قوی مالک همه چیز هستید.

دریغا بر آن ملت که فرمانروایش یک روباه ، فیلسوفش یک ترزبان، هنرش وصله کردن و هم چشمی است.

جبران خلیل جبران

 

اگر بیشتر عشق بورزی بیشتری ، اگر کمتر عشق بورزی کمتری، تو همیشه در تناسب با عشقت هستی.

ما نه در آسمان زندگی میکنیم نه در زمین، بلکه در قلب کسانی زندگی می کنیم که ما را دوست دارند و ما آنها را دوست داریم

http://www.clickchi.com/index.php?refer=ileya

مترجم سایت

مترجم سایت